کرونا نیوز؛

 

به ورودی شهر سرپل ذهاب که می‌رسی سمت راست یا شمال شرقی شهر در امتداد جاده به طول سه کیلومتر همچنان حجم زیادی از چادر‌‌ها برپاست و بعضاً کانکس نیز در کنار چادر دیده می‌شود. از همان نقطه وقتی چشمی به سوی شهر می‌اندازی اکثر منازل و ساختمان‌‌ها را سالم می‌بینی. وقتی از ساکنان انبوه چادر‌‌ها و کانکس‌‌ها که در ورودی شهر مستقر هستند علت حضور در چادر را می‌پرسیم، پاسخ می‌دهند که منزل ما سالم است اما استمرار پس‌لرزه‌‌ها اجازه استقرار شبانه در منزل را از ما گرفته و این اساسی‌‌‌ترین مشکل فعلی شهر است.

اما محله فولادی شهر وضع دیگری دارد. تخریب نسبتاً بالاست، چون محله قدیمی شهر است اما مردم آنجا کانکس‌های‌شان را در زمین منازل خود بنا کرده‌اند. آنجا هم اکثراً خاکبرداری انجام شده است اما از شروع ساخت‌و‌ساز خبری نیست. آنها هم علت را استمرار پس لرزه و البته اجازه شروع دولت و کمک‌های آن می‌دانند.

– روستا‌‌ها از جهت استقرار وضع بهتری دارند. سپاه کانکس‌های تعهدی برای روستا‌‌ها را مستقر کرده است اما در شهر پایان تحویل کانکس اعلام نمی‌شود. علت هم آن است که صاحبان منازل سالم نیز کانکس گرفته یا می‌گیرند، زیرا به منازل خود در پس زلزله‌‌‌ها اعتمادی ندارند و مستأجران نیز وضعیت خوبی ندارند.

– قضاوت درباره مدیریت در شهر (نه روستاها) بین اجزای حاکمیتی و مردم متفاوت است. دستگاه‌های حاکمیتی بر این باورند که وظایف خود را انجام داده و می‌دهند و البته با صبوری با مردم مواجه می‌شوند و می‌دانند آسیب وارده به نوعی ناراحتی و غر زدن و راضی نشدن را به صورت طبیعی تولید کرده و می‌کند و همدلی و شنوایی بسیار مهم است. اول شهر که رسیدیم خانمی ‌سؤال کرد شما آمده‌اید درد دل ما را گوش کنید؟ گفتیم چطور؟ گفت به ما گفته‌اند منتظر باشید قرار است بیایند و حرف‌های شما را گوش کنند. گویی تخلیه روانی هم موضوعیت دارد.

اما مردم نگاه دیگری دارند. معتقد به مدیریت هرمی در شهر نیستند. تقاطع‌گیری را درست نمی‌دانند. به همین دلیل کسانی در بین مردم هستند که سیر نمی‌شوند. خود مردم معتقد بودند امکانات زیاد آمده است اما اکثراً راضی نیستند. علتش هم این است که برخی یاد گرفته‌اند چطور از لابه لای مدیریت چند تکه امکانات بگیرند. معتقد بودند خانواده‌ای را می‌شناسند که ۸۰ پتو گرفته و خانواده‌ای که هنوز دنبال پتو می‌دود.

حوزه درمان رضایت بهتری را نشان می‌دهد. دولت، ارتش‌ و سپاه توانسته بودند با هم‌افزایی پاسخگو باشند و سیستم‌های آنان آماده بودند.

– سازمان بازنشستگی نیروهای مسلح از جهت بخشی، کار مضاعفی کرده بود. به همه بازنشستگان نیروهای مسلح اعم از ارتش، سپاه و نیروی انتظامی مبلغ یک میلیون تومان بلاعوض و مبلغ ۱۰ میلیون تومان وام قرض‌الحسنه داده بود و چندین نفر از آنان اصرار داشتند که این لطف در رسانه‌‌ها گفته شود.

– مستأجران وضع خاصی دارند. منزلی که در اجاره آنان بوده است با دو مسئله مواجه است؛ اول مالک است که باید از خدمات و حمایت‌های دولتی برای ترمیم یا بازسازی استفاده کند و دوم مستأجری است که آواره شده است اما منزلی ندارد که بسازد یا وام و امکانات برایش بگیرد، به همین دلیل برخی مستأجران هنوز استقرار قابل قبولی ندارند.
-‌ دانش آموزان بسیار آزرده و پژمرده‌اند، مدارس ویران یا پس‌لرزه‌‌ها اجازه برگزاری کلاس در آنها را نمی‌دهد. کلاس‌‌ها در چادر برگزار می‌شود و اختلال در روند طبیعی تأثیر روحی خود را به جای گذاشته است.

– دولت ساختمان‌‌ها را به سه سطح: تخریب عمیق که شامل خاکبرداری می‌شود. نیمه تخریب که بدون خاکبرداری قابل بازسازی است و تخریب جزئی که شامل ریزش‌های جزئی و ترکیدگی می‌شود تقسیم کرده است و برای هر کدام امتیازات و کمک‌های مشخصی تدبیر شده است که برخی از مردم امتیازات مربوط به این تقسیم‌بندی را نسبت به خود قبول ندارند. برخی از مردم هنوز خودشان درخواست کانکس نکرده‌اند و علت آن هم قرار گرفتن در تعارض بین انتخاب کانکس یا ۵ میلیون بلاعوض است و می‌دانند که بعد از ساختن شهر، کانکس‌های مربوط فاقد ارزش خواهد شد‌، لذا ترجیح را در دریافت ۵ میلیون تومان می‌دانند.
– آلام روحی مردم کاملاً مشهود است. افسردگی، تنگ خلقی، بی‌حوصلگی، آوارگی و تغییر در سبک زندگی روزمره و یادآوری آوارگی دوران دفاع مقدس در این شهر، نشان می‌دهد که نیاز به اقدامات فرهنگی فرح بخش و نشاط آفرین کمتر از امکانات مادی و سخت‌افزاری نیست.

انتهای پیام/
امین کائیدی شادگان