کرونا نیوز؛

فقر یکی از چالش های گذشته و حال دولت ها و ملت ها بوده است و در هر دوره ای راهکارهایی برای کاهش آن مطرح شده است. یکی از راهکارها، نهادسازی است که به صورت دولتی و یا غیر دولتی، (NGO)، اقدام به فقرزدایی می نمایند که نمونه بارز آن در ایران کمیته امداد امام خمینی (ره) است.

مسئولان و نمایندگان طبق اعترافات قاتل علت قتل: خستگی از پدر و برادران علت قتل از سوی قاتل ذکر شده   بوده است.

خستگی!!!!

یک نفر از نگهداری پدر ۸۴ ساله و ۲ برادر معلولش خسته شده است و بی پول مانده است  ….. آیا این یکی از شکل های فقر نیست؟؟!!  اگر نیست پس چیست؟؟!!

نقش کمیته امداد در کلام رهبر
مقام معظم رهبری ـ مدظله العالی ـ در دیداری با مسؤولین کمیته امداد امام خمینی رحمه الله ، امدادرسانی به فقرا و گرسنگان را وظیفه اصلی و مهم کمیته امداد توصیف کردند و فرمودند: «الآن مسأله فقر زدایی در کشور مطرح است؛ من از اینکه این قضیه مطرح شده است، خوشحالم. البته این کارهایی که شده است، خیلی کمتر از آن است که انسان با تمسک به آن ها بتواند بگوید که ما فقر زدایی خواهیم کرد، یافقر زدایی خواهد شد.نه، فقر زدایی اساس مستحکم تری لازم دارد؛ امّا این کارها نیز بسیار مغتنم است… . در اینجا کمیته امداد، نقش کشوریِ بزرگی پیدا خواهد کرد. اصلاً هدف همین مبارزه ای که چند سال است ادامه دارد، اینهاست. ما می خواهیم گرسنه نباشد. ما می خواهیم کسی از گرسنگی رنج نبرد.»

عوامل مختلفی مانند فقر، بیکاری، توزیع نامتوازن درآمد، حاشیه نشینی، تصادفات و پایین بودن مهارت‌های حرفه‌ای در پیدایش آسیب‌های اجتماعی نقش دارند و همچنین فقر و اعتیاد منشا همه آسیب های اجتماعی هستند.

برخی از این باورها و تصورات غلط در نهادهای حمایتی و ادارات در گچساران عبارتند از:
معلولان ناتوان هستند و کاری از دستشان بر نمی آید
معلولان نمی توانند مستقل زندگی کنند
معلولیت نوعی تنبیه و ناشی از اعمالی که افراد دارای معلولیت در گذشته انجام داده اند، می باشد.
معلولان افراد تلخی هستند که معاشرت با آنها خیلی سخت است چون همیشه از وضعیت خود ناراضی بوده و از دنیای غیرمعلول متنفرند
معلولان نمی توانند خانواده و فرزند داشته باشند و پدر و مادر شوند
افراد معلول یا باید شفا داده بشوند یا جامعه پزشکی باید به آنها کمک کند
افراد معلول نمی توانند درس بخوانند یا اگر قرار است درس بخوانند باید در محیط های خاصی آموزش ببینند.
افراد معلول نمی توانند یادبگیرند
افراد معلول نمی توانند در فعالیتهای فرهنگی اجتماعی و سیاسی حضور داشته باشند.

اما نقش بهزیستی به عنوان نهادی که خود را متولی بهتر کردن زندگی معلولان می داند تا کنون در حوزه فرهنگ سازی و اصلاح این باورها و تصورات غلط رایج چه بوده است؟

آیا بهزیستی یک نهاد فرهنگ ساز است و یا صرفا مسئول معیشت افراد دارای معلولیت است؟

آیا در این سازمانی که گفته می شود و یکی از پرخرج ترین سازمانهایی است که به آن بودجه تعلق می گیرد براستی مقوله فرهنگ و فرهنگ سازی در کجای آن قرار دارد؟

اساسا آیا بهزیستی خود فرهنگ و آگاهی لازم برای مواجهه با معلولین را دارد؟

اگر دارد چرا معلولین اینقدر از نحوه برخورد مددکاران بهزیستی گلایه دارند؟

 

در هفته بهزیستی، دستگاه های رسانه ای متصل به بهزیستی مکررا اقدامات این سازمان را به گوش ذی نفعان رسانیده اند، از افزایش مستمری و اعطا منزل مسکونی به افراد بالای دو معلول و راه اندازی این مرکز و آن مرکز که همه درجهت بهبود معیشت است گفته شد ولی بندرت می توان اقدام فرهنگی در راستای آگاهی سازی و اصلاح باورها یافت.

این در حالیست که مسئولین ارشد این سازمان در مصاحبه های رادیویی خود عدم نا کارآمدی اقداماتی چون مناسب سازی را ریشه در بی اهمیتی و نادیده گرفتن مسئولین سایر ارگانها و نهادها به موضوع معلولیت موکول نموده اند. موضوعی که به باور و نگرش مسئولین برمی گردد.

مروری به فعالیت های سالهای گذشته بهزیستی نشان می دهد که اگرچه اقدامات فرهنگی نظیر برپایی نمایشگاه حجاب و عفاف انجام میشود بندرت می توان اقدام یا فعالیتی در راستای امر مهم اصلاح باورها و نگرشهای غلط یافت.

براستی با وجود اینکه اهمیت موضوع برای مسئولین روشن است چرا اقدام موثری صورت نمی گیرد؟

بنظر می رسد این مقوله فراتر از سازمان بهزیستی باشد چرا که این سوال مطرح می شود که سالانه با وجود اینکه مبالغ هنگفتی به نهادهای فرهنگ ساز مانند صداو سیما، سازمان تبلیغات اسلامی، انتشارات مختلف ایدیولوژیک در ایران می شود، براستی سهم فرهنگ سازی برای معلولین چقدر است؟

اما در چنین شرایطی، تغییر فرهنگ ناکافی و نادرست موجود جامعه تنها در گرو مشارکت حداکثری خود معلولین در اجتماع و با همکاری یکدیگر می باشد.

نقش اداره کار و تعاون در بوجود آمدن چنین اتفاقاتی

دکتر علی ربیعی وزیر تعاون،کار و رفاه اجتماعی در یادداشتی به مناسبت روز جهانی معلولان عنوان کرد؛دورانی که مسئولیت وزارت در وزارتخانه تعاون، کار و رفاه اجتماعی را به عهد داشته ام باعث شد تا دردهای نامریی‌ای و ناشنیدنی از معلولان را ببینم و بشنوم، دردهایی که علی رغم تلاش های قابل تحسین نهادهای مدنی و حمایتی هنوز به درستی درک نشده اند و سازوکاری مناسب برای مواجهه با آنها اندیشیده نشده است .

باور من این است که هم طبیعت، هم جامعه و هم سیاست در خلق معلولیت نقش دارند و مسئول هستند .

طبیعت و فرآیندهای طبیعی به سبب وجود برخی ژن ها و تولد معلولان مادرزاد یکی از تولیدکننده های معلولیت هستند.

جامعه هم مسئول است، الگوی نامناسب رانندگی که سالیانه ده‌ها هزار تصادف و معلول پدید می‌آورد ، رعایت نکردن ایمنی کار و شیوه زیستی ما در محیط زیست آلوده نیز بخشی از دلایل بروز معلولیت است.

سیاست نیز چه در قالب تدابیر نادرست و برخی خط‌مشی‌های غلط و چه آنجا که در خشن‌ترین شکل به جنگ و خشونت آغشته می شود مسئول بروز معلولیت است.

هنوز معلولین به جا مانده از جنگ‌های بزرگی که بویژه در نیم قرن گذشته در کشورهای جهان سوم و کمتر توسعه یافته ما زندگی می کنند.

مساله مهم دیگر این است که نباید اجازه می دادیم پدیده سالمندی با معلولیت و فقر به هم آمیزد. و این مسائله اتفاق افتاد و حالا یک پدر پیر و ۲ معلول بر اثر فقر به قتل رسیدند آنهم در روز جهانی معلولان… .

 

خیریه هایی به نام فقرا و به کام سودجویان

یکی از اصلی ترین متولیان صدور مجوز برای فعالیت مراکز خیریه، به سازمان بهزیستی معطوف می شود که البته در کنار آن برخی مراکز و نهاد ها همچون وزارت کشور و… نیز در این حوزه نقش آفرینی می کنند.

آنچنان که در گزارش ها و اخبار رسانه ها منعکس شده، حدود ۵ هزار موسسه خیریه در کشور موفق به اخذ مجوز از سازمان بهزیستی شده اند که در صورت فعالیت مستمر، سازنده و فراگیر این مراکز و حصول توفیقات هر چه بیشتر در جذب مشارکت های مردمی، بخش قابل توجهی از فشار ناشی از فقر اقتصادی تعدیل و کاهش می یابد.

سوال چند تا از این مراکز خیریه در گچساران هستند و چند تا از آنها از وجود این خانواده با اطلاع بوده اند؟؟!!!!

با وجود انکارناپذیر بودن ضرورت پرداخت و ارائه کمک های مالی و نقدی و غیر نقدی به اقشار نیازمند، نباید این نکته را از نظر دور داشت که برای مقابله و مبارزه با فقر و تنگدستیِ اقتصادی، باید تمامی دستگاه های ذی ربط، همگام و همسو با یکدیگر گام بردارند و اساس ریشه کنی فقر، مستلزم مجموعه ای از اقدام های هماهنگ و به هم پیوسته است که در صورت فقدان آن و وجود نارسایی در این زنجیره، فرایند فقرزدایی به نحو شایسته ای تکیمیل نخواهد شد.

 

قاتل قتل های این چنینی ( قتل پدر ۸۴ ساله و ۲ برادر معلول) چه کسانی هستند؟؟

شهرداران؟!

فرمانداران؟!

کمیته امداد؟!

سازمان بهزیستی؟!

اداره کار و تعاون؟!

نهاد های خیریه؟!

برادر خسته؟!

پدر ۸۴ساله؟!

برادران معلول؟!

جامعه توسعه نیافته؟!

نمایندگان و یا دولت؟!

فقر ! فقر؟ فقر@ فقر % فقر & ….. .

انتهای پیام/
امین کائیدی شادگان