دسته اول فعالان و کنشگران تحول خواهی است که بیشتر وجه و جنبه تئوریک دارند و شامل اندیشمندانی می شوند که با تامل و تعمق در موضوعات کلان و کلی مبتلا به یک جامعه به خلق ایده ها و اندیشه ها می پردازند.

و این سنخ نظریه پردازان و روشنفکران مولد نامیده می شوند و اینان هستند که افق ها و چشم انداز ها را واکاوی تئوریک نموده و به ساختن تئوری ها در حوزه های مختلف می پردازند.

این ایده ها و اندیشه ها هر چقدر به روز، مطابق با واقعیت های جامعه و دارای چارچوب منطقی باشند پذیرش آنها با سهولت بیشتری مواجه می شود و مقبولیت و ترویج بیشتری خواهند داشت.

گاهی این ایده ها و تئوری ها ساخته بومی روشنفکران جامعه و کشور هستند و گاهی با الهام گرفتن از اندیشمندان بزرگ بین‌المللی تبیین و ساختارمند می شوند.

در جامعه ما خوشبختانه از این حیث کمبود چندانی وجود ندارد و تقریبا افق ها و چشم انداز های مربوط به تحقق اهداف کلان از جمله دموکراسی، حقوق شهروندی، الگو های توسعه و سایر تحولات سیاسی و اجتماعی به وفور تألیف و ساخته شده‌اند یا اینکه تدوین و ترجمه شده اند.
دسته دوم فعالین میدانی و توزیع کنندگان اندیشه ها هستند.

این کنشگران که به خوبی اندیشه و ایده های ساخته و سازمان یافته را درک می‌کنند و به آنها باور پیدا می کنند و با کنشگری سیاسی، اجتماعی و فرهنگی خود سعی می کنند به آگاه سازی و روشنگری در جامعه بپردازند و حتی گاهی فراتر از روشنگری به صورت فعال در زمینه بستر سازی برای روی کار آمدن دولت ها و مجالس تحول خواه و سایر نهادهای انتخابی فعالیت جدی و اساسی انجام می‌دهند.

به صورت مشخص این سنخ در حوزه های آموزشی، رسانه ای، هنری، صنفی در قشر های مختلف از جمله جوانان و جنبش های دانشجویی فعالیت دارند.

در ستاد های انتخاباتی دولت ها و مجالس تحول خواه عمدتا این سنخ هستند که بار اصلی فعالیت میدانی را در تحقق اهداف و آرمان ها به دوش می‌کشند. و بیشترین هزینه ها را این دسته می پردازند و عمدتا هم زحمت کشان بی جیره و مواجب تحول خواهی هستند.
دسته سوم سیاستمداران و مدیران ارشد سیاسی، فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی هستند که محصول فعالیت دو سنخ قبل می باشند.

این دسته است که باید با وضع قوانین و اجرایی کردن آنها از طریق نهادینه سازی ساختار ها و رویه های مبتنی بر آرمان ها و اهداف مورد نظر به تحقق آنها کمک کنند.

گرچه سیاستمداران و مدیران ارشد وطن دوست، معتقد و وفادار به آرمان های فعالان تحول خواه و مردم در این کشور کم نیستند، ولی متاسفانه بیشترین آسیب پذیری تحول خواهی از جانب این دسته است که با دلایل و علل مختلف از جمله عدم درک وظیفه و مسئولیت سنگین ناشی از فعالیت های دو دسته قبل، ناکارآمدی، فرصت طلبی و سایر مسائل، نه تنها به تحقق اهداف و آرمان ها کمکی نمی کنند بلکه در روند تاریخی موجب خدشه دار کردن اعتماد عمومی و سرمایه اجتماعی تحول خواهان می شود و آسیب جدی به تحقق آن آرمان ها وارد می کنند.