روز گذشته متن نامه ای به امضاء تعدادی از دانشجویان وطلاب منتشر شد که با نگاهی به اسامی آنها نام بسیاری از برادران و دوستان خود را در میان آنها یافتم.
نامه خطاب به شورای محترم نگهبان بود و مضمون و محتوای آن «ابراز نگرانی از فشار اشراف سیاسی بر شورای نگهبان » برای حذف جریان احمدی‎نژاد.

در متن نشانه ای از فشارهای اشراف بیابم تنها به نامه توکلی به شورای نگهبان برخورد کردم.

در واقع هر چه متن را بیشتر بررسی می‎کردی متوجه می‎شدی که منظور از فشار اشراف سیاسی به شورای نگهبان، نامه‎ای بوده که توکلی به این شورا نگاشته و چند سایت منتشر کرده‎اند. یعنی توکلی آنقدر قدرت داشته و نامه اش آنقدر تاثیر داشته که ممکن است موجبات رد صلاحیت احمدی‎نژاد را فراهم کند،

پس بر همین اساس دوستان من به این نتیجه رسیده‎اند که باید از شورای نگهبان بخواهند در مقابل این فشار بایستد.
اما من احساس می‎کنم واقعیت و حرف دل این نامه چیز دیگری است.

نویسندگان نمی‎دانند که آیا شورای نگهبان احمدی نژاد را رد می کند یا تایید. آنها حتی کاری به این هم ندارند که دلیل و استدلال شورای نگهبان برای رد یا تایید احمدی‎نژاد چیست؟!

آنها بدون آنکه دلایل رد یا تایید را بدانند یا حتی توجهی به آن دلایل داشته باشند، به شورای نگهبان می‎گویند «باید» احمدی نژاد را تایید صلاحیت کنید.

نگارندگان نامه در صدر نامه به وظیفه شورای نگهبان اشاره می‎کنند و اینکه «نباید» تصمیماتش را بر اساس استدلال‎ها و مناسبات سیاست و قدرت اتخاذ کند و در ذیل نامه با استدلال‎هایی اتفاقا از جنس سیاست و مناسبات قدرت به تندی به شورای نگهبان حکم می کنند که «باید» احمدی نژاد را تایید صلاحیت کند.

در واقع این نامه برای «جلوگیری از فشار اشراف سیاسی به شورای نگهبان» نگاشته نشده است بلکه برای «فشار به شورای نگهبان» برای تایید صلاحیت احمدی نژاد آنهم با استدلال هایی کاملا سیاسی و نه حقوقی و قانونی به نگارش در آمده است.
در هیچ جای نامه اشاره‎ای به بندی قانونی و حقوقی که اثبات کننده تایید صلاحیت احمدی نژاد باشد دیده نمی‎شود و تنها یک حرف به درشتی تکرار می‎شود : «او باید تایید صلاحیت بشود.»

وقتی کار به این مرتبه و حد از سیاسی کاری می‎رسد می‎توان به این نتیجه رسید که برخی تصمیمشان را گرفته‎اند، به هر قیمتی که شده است.