کرونا نیوز؛

محلات قدیمی سادات،رادک و لبنان با قدمت بیش از صد سال را بدون شک می توان از قدیمی ترین محلات گچساران دانست .این مناطق همچنین به عنوان اصلی ترین هسته اولیه شکل گیری گچساران و قسمتی از بافت ارزشمندی است که هنوز انسجام و پیوستگی خود را در دل شهر حفظ کرده است. اما متاسفانه این محلات با این غنای فرهنگی دیرزمانی است با معضلی به نام بافت فرسوده روبه رو است. وجود بافت های فرسوده در نقاط مختلف شهر گچساران سبب شده است که بحث های مرتبط با توسعه و نوسازی، علاوه بر موضوعات کالبدی در ابعاد مختلف فرهنگی و اجتماعی نیز بیش از پیش مطرح شوند. انتخاب مناطق فرسوده شهری برای اسکان مهاجران و اقشار کم درآمد شهر، نشان از افزایش مشکلات اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی دارد که این امر تهدیدی برای شهر محسوب می شود و مناطق و بافت های فرسوده به رغم آنکه روزگاری بخش مهمی از هویت شهرها را تشکیل می دادند و دارای ریشه های سکونتی ارزشمند با غنای فرهنگی، اجتماعی و معماری فراوانی بودند، به تدریج به مناطقی نا امن و مخروبه تبدیل می شوند و هویت شهر را دچار مشکل می کنند. این محلات و بافت ها از یک سو به جهت فرسودگی شدید و نبود دسترسی مناسب به خدمات شهری و بهداشتی و از طرف دیگر وجود مشکلات فرهنگی و امنیتی و آسیب پذیری در برابر زلزله و نیز عدم تطابق با زندگی امروز شهری و شهرسازی مدرن دارای مشکلات روبنایی و زیرساختی فراوان به ویژه در زمینه هنجارهای اجتماعی هستند که در این گزارش سعی شده است تا به صورت خلاصه تحلیلی از دلایل و ریشه های شکل گیری آن ارائه و در انتها نیز یکی از راه های برون رفت از آن را مورد بررسی قرار دهیم.
بافت های فرسوده شهری مشکلات متعددی دارند
بافت های فرسوده شهری مشکلات متعددی دارند و در برخی موارد بالاخص در بروز ناهنجاری های اجتماعی و فرهنگی، از ویژگی های مشترکی به این شرح برخوردار هستند:
– اغلب واحدهای ساختمانی در بافت های فرسوده شهری فاقد سیستم سازه ای و محاسبات فنی برای مقاومت در برابر سوانح طبیعی از جمله زلزله هستند و واحدهای فرسوده مزبور، به لحاظ زیبایی بصری، دچار ناهنجاری های متعدد بوده و روح جست وجو گر زیبایی شهروندان را متناسب با سلیقه های امروزی سیراب نمی کند و باعث رویگردانی آنها می شود.
– این بافت ها از کمبود و ناکافی بودن سطح شبکه ها و معابر دسترسی به خدمات شهری رنج می برند و اغلب معابر آن عرض کمتر از ۶ متر دارند که امنیت این محلات را به شدت با آسیب مواجه می کنند و از سوی دیگر به هیچ وجه متناسب با زندگی شهری امروز نیستند.
– بعضا بخش هایی از بافت فرسوده به دلیل عدم استحکام و خطرآفرین بودن آن از سکنه خالی می شود و اندک اندک، مکان و محل امنی برای بزهکاری خواهد شد؛ در نتیجه به رشد ناهنجاری ها در بافت های فرسوده منجر می شود.
– بافت های فرسوده شهری از فقدان برخی خدمات فرهنگی، آموزشی و شهری به لحاظ کمی و کیفی رنج می برد و در برخی خدمات نیز دچار نقص است. حتی در بیشتر این مناطق فضای سبز مناسب نیز به چشم نمی خورد، در حقیقت از آنجا که معماری این مناطق سنتی است، اساسا وجود چنین امکانات شهری در آن پیش بینی نشده است.
– توسعه فرسودگی، کمبود تاسیسات و تجهیزات و از بین رفتن مرغوبیت محدوده بافت های فرسوده شهری از یک طرف موجب تنزل رتبه اجتماعی محدوده های مزبور در نگاه شهروندان و از طرف دیگر باعث افزایش میزان مهاجرت افراد اصیل و بومی با توان اقتصادی مطلوب و جایگزین شدن آنان با افراد با توان اقتصادی پایین تر و اقشار مبتلا به آسیب های اجتماعی نظیر معتادان و مهاجران بیگانه شده است. از این رو به تدریج ارزش های فرهنگی و احساس تعلق به خانه، محله و شهر به فراموشی سپرده می شود؛ به نحوی که در برخی موارد حیات شهری نیز تهدید می شود و با رکود و فرسودگی بیش از حد بافت های فرسوده ، این فضاها به مکان هایی مناسب برای کج روی های رفتاری و ناهنجاری های اجتماعی مبدل می شوند.
درباره مورد اخیر لازم به ذکر است که تنها انگیزه ساکنان جدید برای زندگی، داشتن یک سرپناه است و آنها در این بخش از شهرها با توجه به نازل بودن قیمت مسکن به رغم تفاوت های فاحش فرهنگی، اسکان می یابند. بنابراین به دلیل احساس جدایی و بیگانگی نسبت به همسایگان و ساکنان، دچار آشفتگی و سردرگمی می شوند و به تبع آن بی ثباتی اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی در این محل ها پدید می آید. به خصوص آنکه تراکم جمعیت در این مناطق به حدی است که به عنوان مثال در یک هکتار قریب به ۷۰۰ نفر زندگی می کنند؛ در حالی که در برخی نقاط گچساران در هر هکتار بیش از ۱۰۰ نفر زندگی نمی کنند.
ـ همچنین متفاوت بودن سبک زندگی در بافت های فرسوده نسبت به سبک زندگی مدرن شهری و بالابودن میزان فقر در کنار مواردی چون بیکاری، انواع جرائم به خصوص اعتیاد و پخش مواد مخدر، بروز درگیری های محله ای، نا امنی و بزهکاری، وجود مسکن ارزان قیمت به سبب عدم وجود زیرساخت ها، تفاوت فاحش میزان سرمایه اجتماعی، فرهنگی و اعتماد اجتماعی نسبت به سایر محله ها، وجود ساکنین مهاجر، پایین بودن سطح سواد ساکنین، بالابودن میزان مشاغل خانگی و موارد دیگری از این دست خود نشان دهنده وجود معیارهای اجتماعی برای تشخیص بافت های فرسوده است که یقینا زندگی در چنین اماکنی افسردگی، اغتشاش، هرج و مرج و فقدان مشارکت اجتماعی را به همراه خواهد داشت.
   بافت های فرسوده شهری برآیند نارسایی ها و معضلات مختلف شهری هستند
بنابر آنچه گفته شد، بافت های فرسوده شهری برآیند نارسایی ها و معضلات مختلف شهری هستند که طی سالیان گذشته به دلیل نبود برنامه های روشن و کارآمد توسعه شهری یا ناتوانی سیستم مدیریت شهری در تامین خدمات مورد نیاز این بافت ها به وجود آمده اند و در نتیجه محدوده هایی از شهر، دچار معضلات کالبدی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی شده اند و کانون مناسبی برای رشد آسیب های اجتماعی فراهم آورده است.
بافت های فرسوده شهری موضوعی چند وجهی و میان بخشی با ابعاد کالبدی، اقتصادی، مالی، مدیریتی، اجتماعی و فرهنگی است. بنابراین سامان دهی بافت های فرسوده شهری به دلیل تنوع ابعاد مختلف فرسودگی، موضوعی بسیار پیچیده و حساس است که توجه به این ابعاد و برنامه ریزی دقیق، همه جانبه و هماهنگ برای رفع آن را اجتناب ناپذیر می سازد. امنیت اجتماعی، جریان حیات اقتصادی و اجتماعی شهری و بهره مندی مردم از مزایای عمرانی از جمله حقوق نادیده ساکنان بافت های فرسوده است و به طور حتم در این میان احیای بافت فرسوده و بهسازی خانه های واقع در این بافت ها، علاوه بر کاهش ناهنجاری ها و آسیب های اجتماعی، منجر به حذف مهاجرت های درون شهری شده و از گسترش شهر نیز جلوگیری خواهد کرد.
در این میان به نظر می رسد ، موانع و مشکلات متعددی بر سر راه احیا و نوسازی این بافت ها وجود داشته و دارد که فارغ از مسائل و ریشه های آمایش سرزمینی، به صورت جدی از مشارکت خودجوش ساکنین این محلات ممانعت به عمل آورده است:
– عدم توجه برنامه ریزان شهری و شهرسازان به ظرفیت های بلااستفاده در محدوده های قبلی شهرها و اولویت نیافتن توسعه درون شهری و اسکان سرریز جمعیت در محدوده های مزبور.
– عدم سرمایه گذاری شهرداری ها و دستگاه های ارائه دهنده خدمات شهری در جهت اصلاح و بهبود شبکه های دسترسی و اصلاح زیرساخت ها و تاسیسات شهری بافت قدیمی و فرسوده شهرها به رغم وظایف قانونی و وضع عوارض نوسازی و در نتیجه عدم تطبیق ساختار و کالبد بافت قبلی با شرایط زندگی امروزی و به ویژه عدم حل مساله عبور و مرور وسایل نقلیه و امدادرسان در داخل محدوده های قدیمی، مرکزی و بعضا میانی شهرها.
– نبود عزم ملی موثر در جهت بهسازی و نوسازی بافت های قدیمی، فرسوده و ناکارآمد شهری و اولویت نیافتن موضوع در برنامه ریزی های کلان کشور و بودجه بندی های سالانه.
ـ مشارکت پایین مردم در همکاری با ارگان های دولتی به دلیل بی اعتمادی آنها به سازمان های دولتی.
ـ قیمت گذاری نامناسب و پایین واحدهای مسکونی و در نتیجه عدم تمایل صاحبان ملک به فروش.
ـ عدم حمایت مناسب شهرداری از مردم منطقه جهت بازسازی بافت فرسوده و به موجب آن عدم اعتماد به عملکرد و صداقت شهرداری با توجه به سابقه عملکرد و فعالیت در منطقه.
ـ عدم استقبال از فرهنگ آپارتمان نشینی به ویژه در میان ساکنین سالخورده که نیازمند آرامش می باشند.
ـ اعتقاد به تبعیض میان شمال و جنوب شهر در ارائه خدمات و نیز وجود اختلاف طبقاتی در ارائه خدمات شهری در برخی مناطق بویژه در شهر گچساران.
ـ عدم سرمایه گذاری افراد در مناطق فرسوده به علت ناامنی.
و بسیاری از عوامل دیگر که تماما معضلات یکسان در شهرها می باشند، اما راهکارهای مقابله با این بافت ها، بنا به نوع تشکیل دهنده، متفاوت است، همچنین برای جلوگیری از راکد شدن این مناطق، باید تدبیر مناسب اندیشید و با تحرک بخشیدن، احیا و بازسازی این مناطق که پویایی خود را از دست داده اند، به آنها حیاتی دوباره بخشید و مانع از غیرفعال بودن و تحمیل هزینه ها به شهرها شد.
مسائل و معضلات اجتماعی بافت های فرسوده در طرح های نوسازی و بهسازی شهرها، همواره از وزن و اهمیت کمتری در مقایسه با معضلات کالبدی (فیزیکی) برخوردار بوده هست، هرچند که همان معضلات کالبدی نیز به دلیل عدم توجه به مسائل اقتصادی نتوانسته حل و فصل شود. این در حالی است که بررسی ها در کشورهایی که در زمینه احیای بافت های فرسوده خود موفق بوده اند، نشان می دهد که توجه به مسائل اجتماعی و فرهنگی ساکنان از وزن خاصی برخوردار بوده و همواره مبنای برنامه ریزی توسعه این گونه بافت ها در هم پیوندی پایدار با کل شهر قرار گرفته است.
در هر صورت بافت فرسوده عمدتا یک معضل اجتماعی است تا معضل کالبدی، درست است که کالبد اکثر بلوک ها فرسوده می باشند، اما مشکل بافت های فرسوده چه در ایران و چه در سایر کشورها، بحث مسائل اجتماعی و فرهنگی است. این به آن معنا است که مردم باید از طریق اطلاع رسانی ترغیب شوند، آگاهی شان نسبت به شرایط زندگی افزایش یافته و درصد مشارکت شان در مورد این امر مهم ارتقا داده شود. در حقیقت، نوسازی بافت های فرسوده فقط تخریب بنا نیست که بخواهیم مردم را بالاجبار وارد کنیم، در حال حاضر رویکرد فرهنگی با تاکید بر نقش مشارکت مردم در اجرای طرح های شهری و تامین منافع متقابل بین گروه های مختلف مردمی، یکی از کلیدهای برون رفت از مشکلات مربوط بافت های فرسوده می باشد.
موضوع بافت های فرسوده و پایدار کردن بافت های قدیمی شهر یک مساله اصلی در حوزه مدیریت شهری است و از آنجا که بافت های فرسوده هم یک تهدید بالفعل و هم یک تهدید بالقوه برای یک شهر و شهروندان آن می باشد، ضرورت نگاه تخصصی و برنامه ریزی کارشناسی برای نوسازی بافت های فرسوده در هر مقطع زمانی مدیریت شهر بسیار حائز اهمیت است، لذا بافت های فرسوده یک مساله مهم و به نوعی از مولفه های مساله ساز مدیریت شهری است.

آیا وقت آن نرسیده که یک سرمایه گزار به بام نفت ایران قدم نهد و سرمایه گزاری کند؟

آیا با سرمایه گزاری انبوه در بافت فرسوده نمی توان به موفقیت رسید؟

ساخت مجتمع های مسکونی در این بافت با امکاناتی که اکنون دولت می دهد چقر سرمایه تان را حفظ می کند؟

اینها سوالاتی است که سرمایه گزاران می توانند با درست نگاه کردن به آنها هم قدرت سیاسی و اقتصادی بدست بیاورند و هم پشتوانه ی مردمی را داشته باشند….

انتهای پیام/
امین کائیدی شادگان