کرونا نیوز؛

گفتگو با امید کاییدی شادگان هنرمندی که به گفته ی خودش” تهران مرا به سختی پذیرفت ولی جامعه هنری گچساران مرا گیجال هنری می دانست و من ناگزیر از شهرم کوچ کردم.

-بعنوان اولین سوال از شما می پرسم از چه زمان و چگونه با هنر اشنا شدین؟؟

شادگان: فکر می کنم که بیشتر هنرمندان در یک چیز مشترک اند:دوران کودکی و چیزهایی که در این دوران اتفاق افتاده است،که برای انها مفاهیم زیادی دارد.

من اولین بار با دوربینی که پدرم در سفر حج خریداری کرده بود با فیلمبرداری اشنا شدم .چند سال بعد با علاقه ی کوچکی که در وجودم احساس می کردم راهی کتابخانه شدم.اوایل به بهانه درس خواندن به کتاب خانه می رفتم ولی انجا با حجم عظیمی از کتاب مواجه شدم.

در کتابخانه در اون دوران کتاب های خوبی وجود داشت.اون ایام هنوز جلوی نشرهای خوب به این شکل گرفته نشده بود.طبق معمول با کتابهای عاشقانه و بعد کتابهای تاریخی شروع به خوندن کردم.

در کتابخانه با فیلم نامه ارتباط خوبی برقرار کردم و یادمه اولین فیلم نامه ای که خوندم لورنس عربستان بود.سبک نوشتن مثلا روز-داخلی-خارجی-خیابان فیلمنامه برایم جذاب بود.البته اینو باید بگم که سینما برای من حس نوستالژیکی رو هنوز به همراه داره علتش هم اینه که سینما پارس نزدیک خانیمان بود و من و برادرهایم دوران کودکیمان در اون محیط سپری شد.

البته در اون دوره تیاتر مدارس هم فعال بود و اقایان حسامیان فاتحی و قبلتر اقای علیپور در این عرصه فعال بودن مثل اکنون نبود که تیاتر شهرمان جشنواره ای شده و اکران عمومی و اموزش تیاتر در مدارس از اولویت مسولان فرهنگی خارج شده است.

یادم میاد اولین فیلمی که روی پرده سینما پارس دیدم فیلم کالیمانگا بود و بعضی از صحنه های فیلم درم ترس ایجاد می کرد و پشت صندلی قایم می شدم یا چشم هامو می بستم.

-ارتباط شما با کتابخانه چگونه ادامه پیدا کرد؟؟

شادگان: به این دلیل که مرتب به کتابخانه مراجعه می کردم اقای حجازی از من برای کتابداری مدد خواست و این بهترین فرصت برای منی بود که به بیانی عشق کتاب بودم.

-با سینما و تیاتر چگونه اشنا شدین؟؟

شادگان: یادمه تو خونه اسم محسن الله مراد زاده امد و یه اشنایی با رابطه با اقای الله مراد زاده داشتیم و در اون ایام با اندک اشنایی که با فیلم نامه به واسطه مطالعه داشتم شروع به نوشتن فیلمنامه کرده بودم .و ارتباط من با اقای الله مراد زاده با نشون دادن فیلم نامه هایم به ایشان شکل گرفت و ای کاش و ای کاش اقای الله مراد زاده به واسطه ی تحصیلات هنریشون به من می گفت راه رو اشتباهی انتخاب کردم و به من راه دانشگاه هنر و تحصیلات اکادمیک رو نشون میداد.
سال 80بود.اقای نیما افخمی با تیاتر زیر اسمان بی ستاره با بازیگری مسعود کشاورز(موسیقی و دکور) خانم فروزان جمشید نژاد در جشنواره فجر حضور داشت و این اجرا اولین تیاتری بود که دیدم و مسخ و جادوی هنر شدم به خاطر میارم اقای حجازی کنارم نشسته بود وبه ایشون گفتم: سال دیگه من یا روی سن یا پشت صحنه هستم.

به اداره ارشاد رفتم همون سال اقایان بیضایی شاهسوند فروغی و بهنام نوروزی انجمن فیلم و عکس اداره ارشاد رو بعد از وقفه طولانی که فعالیت های خود را تحت نظر کانون پرورش فکری کودکان انجام می دادند تاسیس کردند.

من به عنوان یک نوجوان تازه وارد به اسم تحقیق در تیاتر گچساران منتظر فرصتی برای ورود به گروهای فعال در حوضه ی تیاتر شدم.

ورود به گروه های هنری کار سختی بود حتی اگر پادویی هنری انها رو انجام می دادی.به هر حال یک روز با اجازه مدیر گروه و به اسم محقق هنری رفتم ته سالن نشستم.

اقای امیر نوروزی با گروه رها در حال تمرین بود و من ته سالن نشسته بودم و جرات چند قدم جلوتر امدن رو نداشتم.

اقای نوروزی با برادران علیپور، خانم های شرافتی و به تعبیری خانوادگی فعالیت می کردن البته بنده اعتقاد دارم در جو هنری گچساران برای موفقیت باید گروه ها بر پایه ی خانوادگی اداره شوند چون هنوز بلوغ فرهنگی در ذهن اکثریت هنرمندان و مدیران هنری شکل نگرفته است.

در اون سال اقای مسعود شریف بعد از سالها فعالیت در خارج از استان به گچساران بازگشته بود.اون سالها گروه های زیادی فعالیت داشتند .اقای شریف با گروه دلوار، اقای کورش شمس با گروه کوچه،اقای ایمان بارون زاده،امیر حسین گشتاسب ،اقای رضا گشتاسب و ازاد مرادی نیز گروهاشون حضور داشتند.
سال 83دستیار صحنه تیاتر سوته دلم مثل تو به کارگردانی مسعود شریف در جشنواره استانی فجر حضور داشتم.سال 84مسول فنی فیلمبرداری از تیاتر جشنواره ملی کودک و نوجوان که در گچساران برگزار میشد بودم.این جشنواره به همت ازاد مرادی و نیما افخمی بعد از سه سال تعطیلی در گچساران به شکل ابرومند برگزار شد.

بعد از اون سال از تیاتر فاصله گرفتم و فیلم کوتاه پارک به کارگردانی امین کاییدی ونویسندگی “رز سرخ “به کارگردانی امیر حسین گشتاسب و فیلم “بلند سیاه سفید” خاکستری به کارگردانی عبدالحسین حیدری(نیمه تمام به خاطر نبود بودجه و عدم حمایت)کار کردم. سال 85تا 87به خدمت سربازی رفتم که با رحیم هودی اشنا شدم.

بعد از خدمت سربازی به دانشگاه رفتم و در رشته ی مهندسی صنایع مشغول به تحصیل شدم و انجمن نمایش دانشگاه را برای مدتی سرپرستی می کردم.

البته در شروع فعالیت هنری به انجمن شعر و ادب وارد شدم و افتخار اشنایی و دوستی با باقر یگانه ،کرم الله سلیمانی و حسن بهرامی را داشتم. از سال 87تا 89دستیار صحنه تیاتر” طعم البالو” به کارگردانی علی شمس و دستیار کارگردان فیلم کوتاه “تلنگر و باغبان” به کارگردانی عبدالحسین حیدری بودم که فیلم “باغبان” جز هفت فیلم برتر جشنواره صد ثانیه شد.سال 89بازیگر تیاتر “هواپیما بیا بشین قلیون بکش، به کارگردانی مسعود شریف بودم.همان سال به همت مسعود شریف به صورت مستند ده روز عاشورای در حسینه ی ابادانی ها گچساران را فیلم برداری کردم.سال90فیلم “با چند تا نقطه” رو کارگردانی کردم و بعد راهی تهران شدم.

کارنامه هنری امید کاییدی شادگان در تهران را به صورت خلاصه در زیر برای مطالعه اورده ام.

1390-تله فیلم “این هفت نفر”پخش شبکه 3/دستیار یک صحنه
-تله فیلم بهای یک بهانه شبکه 1/دستیاریک صحنه
-سریال راهی به سوی ستاره پخش شبکه مازندران/دستیار یک صحنه
-فیلم اموزشی دو دوست کارگروان فرهاد جم فیلم بردار مصطفی کشفی/دستیار دوم نورپردازی
-فیلم کوتاه زنی پوشیده با گردنبند به کارگردانی ابراهیم ایرج زاده و فیلم برداری مهدی اصلانی و تورج اصلانی/دستیار دوم فیلم بردار
-فیلم 3Dمشترک ایران-فرانسه به کارگردانی رضا خطیبی سرابی و فیلم برداری محمد احمدی و ژان ماری بوله فرانسوی/مجری نور پردازی
-فیلم سینمایی مرگ ماهی به کارگردانی روح الله حجازی و فیلم برداری محمود کلاری /مجری نورپردازی
-فیلم سینمایی ایستاده در غبار به کارگردانی محسن عبدالوهاب و فیلمبرداری محمد احمدی/مجری نور پردازی
-فیلم سینمایی نیمه شب اتفاق افتاد به کارگردانی تینا پاکروان و فیلمبرداری فرشاد محمدی/مجری نورپردازی
-فیلم سینمایی ایستاده در غبار به کارگردانی سید حسین مهدویان و فیلمبرداری هادی بهروز /مجری نورپردازی
-فیلم سینمایی دختر به کارگردانی سیدرضا میر کریمی و فیلمبرداری حمید خضویی ابیانه/دستیارفیلم برداری
-فیلم سینمایی یک روز بخصوص به کارگردانی همایون اسعدیان و فیلمبرداری علی قاضی /مجری نور
-پروژه عکاسی عکس های تاریخی به روایت یک شاهد عینی مجری ازاده اخلافی عکاس محمود کلاری
پایان
-سریال جاده چالوس به کارگردانی احمد معظمی فیلم برداری رضا تقوی /دستیار یک نور پردازی
-فیلم سینمایی یک شام خوب به کارگردانی مهدی مظلومی و فیلم برداری شهریار اسدی /مجری نور پردازی

 

انتهای خبر/امین کائیدی شادگان
با استناد به ماده 74 قانون تجارت الکترونیک مصوب 17/10/1382 مجلس شورای اسلامی و با عنایت به اینکه کرونا نیوز در بعضی از اخبار خاص کشوری یا استانی مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویر است، مسئولیت نقض حقوق تصریح شده مولفان در قانون فوق از قبیل تکثیر، اجرا و توزیع و یا هر گونه محتوی خلاف قوانین کشور ایران بر عهده منبع خبر و کاربران است